سلام

. . . گريستند

وقتي كه تو نيامدي از در گريستند

چشمان من، دو ابر تناور، گريستند

ديدند چشم هاي تو حيف است تر شوند

آن شب به جاي تو دو برابر گريستند

گريه نكن عزيز! كه چشمان چون تويي

گريه نمي كنند كه با هر ((گريستند))

شأن تو آنچنان كه غمت را فرشتگان

گيسو كنان، شكسته و بي پر گريستند

دستي هزار بار مرا قطعه قطعه كرد

آن شب هزار عاشق بي سر گريستند

هي باد مي وزيد و ورق مي زد و دو چشم

شعر تو را از اول و آخر گريستند

انگشت هاي من همه مثل مداد ها،

مثل غزل به خاطر دفتر گريستند

اين شعر ها و قافيه ها و رديف ها

هي پرسه مي زدند تو را در گريستند

تصوير تو مقابل من بود و چشم هام

با لحظه لحظه مثل دو خواهر گريستند

بي عشق گرچه آمدنت هم قشنگ نيست

وقتي كه تو نيامدي از در گريستند

 

شبيه سازي

چيكاي من قشنگ ترين ((اريزنا))

امشب عروس مي شود و مي رود كجا؟

با چكمه هاي مشكي و باراني و كلاه

هر لحظه دور مي شود و دور . . دور تا . . .

چيكا ! در اوج فاصله پرسيدي از خودت

اين روز ها چگونه به سر مي برم تو را؟

چيكا فقط سكوت نوشته براي من

در نامه اي سفيد، پر از برف، بيصدا

او قطره قطره مي چكد از گريه هاي من

هر قطره يك پرنده ي در آسمان رها

باران سرخ مي چكد از سقف آسمان

از تن سر هر آنچه پرنده شده جدا

خون پرندگان جهان لخته مي شود

در لوله هاي شيشه اي از فرط انزوا

گيتار مي زنم كه مگر چشم وا كند

با اين صداي هر شب و هر روز آشنا

يكباره هر چه سطر تكان مي خورند؛ ـ و

چيكا بلند مي شود از متن ماجرا

و به شب تولد خود فوت مي كند

چيكا كه قد كشيده در انبوه شيشه ها

فردا قدم زديم دوسايه كنار هم

كه در همين قدم زدن روز ابتدا،

با چكمه هاي مشكي و باراني و كلاه

يك زن سلام مي كند از روبرو به ما

خانم سلام ! واي . . تو چيكاي اولي!؟

و خيره مي شوند دو چيكا به هم چرا؟ . . .

/ 14 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
جلیل آهنگرنژاد

سلام بر شاعر گرامی محمد ويسی ! محمد جان شعرهای بيستت رو هميشه می خوانم و لذت می برم . درود بر شما و طبع زلالتان !

جلیل

سلام آقای ويسی! بلاگ پر باری داريد.اين غزلها هم بسيار زيبا هستند مخصوصا غزل چيکا.پاينده باشی!

ahmad

ممنون از اينكه به من سر زدي هميشه از اين كارا بكن

صالح دُروند

سلام دوست عزیز ! وبلاگ خوبی داری و غزلهای بهتری . این غزلها هرچند فضاهاشون کاملآ با هم متفاوت بود اما هر دو خیلی زیبا بودن ...

شاعر كوچولو

سلام آمدم و خواندم و لذت بردم...شما هم بياييد و بخوانيد و عذاب بكشيد!!!!دانش آموز باشيد!

غزل متفاوت

قابل توجه همه دوستان وعلا قه مندان غزل(فراخوان مباحث تئوريک پيرامون غزل) منتظرشماييم.اگر لطف کنید ولینک بدهید وخبر کنید ممنون می شویم وجبران می کنیم.یا علی مدد

مژگان بانو

سلام شاعر! اين که می نويسم شاعر نه تعارف است و نه تملق! سبک وبلاگتان شبيه آقای سهامی است. حدس می زنم رفيق شفيق باشيد. ايشان که جای خود دارند اما حظ بردم آقا. جدی می نويسم! تمام وبلاگ را خواندم... شعری داشتم که ( از سمت تو قشنگترين سمت آسمان... هربار می وزند به شعرم پرندگان...) اين توارد است گمانم که من وبلاگ شما را هم نديده بودم و شعر شما دقيقا به همان وزن بود و يک مصراع کاملا شبيه همين بيت... در هر حال شعرهايتا محشر کبری است. زنده باشيد و دستتان درست.